دهکده تنهایی من
دهکده تنهایی من
این رسم روزگاره…
کسی را که خیلی دوست داری،
زود از دست می دهی،
از آنکه خوب نگاهش کنی،
از آنکه او را در آغوش بگیری،
از آنکه تمام حرفهایت را به او بگویی،
از آنکه همه لبخندهایت را به او نشان بدهی مثل پروانه ای زیبا،
بال میگیرد و دور می شود،
و تو خیال میکردی تا آخر دنیا می تونی هر روز طلوع آفتاب را با او تماشا کنی ...
برچسبـهـ ـا :
به یادتم تا روزی که تابوتم همچون قایقی روان
بر دوش مردم باشد و آهسته زیر لب بگویی:
یادش بخیر...
دوستم داشت...!
برچسبـهـ ـا :
زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست جان من!
باید باشد بهانه هایی که نبودشان نابودت کنند...
مثل :خنده های کسی,نگاه خاصی,صدایی...
چشمهایی, تکه کلامهایی....
اصلا ادم باید برای خودش
نیمکت دو نفره ای داشته باشد ...
تاعصر به عصربه ان سربزند....
شب که شدبایدشب بخیرهایی را بشنود....
باید باشند کوچه ها وخیابان و پیاده رو های که...
از قدمهایت خسته شده اند.....
فنجان های قهوه ای که فالشان عشق باشد....
میزی در کافی شاپ باید شاهد خاطرات ادم باشد...
باید باشند ریتم ها وموسیقی هایی که دگرگونت کنند...
حتی بوی عطری خاص درزندگیت حس شود...
دست خطی که دلت را بلرزاند....
عکس که اشکت را دراورد......
باید باشد....
برچسبـهـ ـا :

مهم نیست که پستام مخاطب خاص نداره
مهم اینه که تا دلت بخواد همدرد داره...
برچسبـهـ ـا :
خــــــدايـــــا...
آغوشت را امشب به من می دهی ؟
برایِ گفتن!چیزی ندارم
اما برای ِ شنفتن ِ حرفهایِ تو گوش بسیار . .
می شود من بغض کنم
تو بگویی :
مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی . .
می شود من بگویم خدایا ؟
تو بگویی : جانِ دلم . .
می شود بیایی ؟
تــــمــــنــــا می کنم
برچسبـهـ ـا :
میترسم از بعضی آدمها

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ,
ﻓﺮﺩﺍﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ**
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ,
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !!
برچسبـهـ ـا :
ღاینجا صدای پــای زنـدگی می آیدღ
خدایا..کمک کن بشناسمت....

"بیایید دوست معمولی باشیم عشــق همه چیز رو خراب میکنه"
مخاطب نوشته هام به سادگی یک لبخند رهایم کرده
برچسبـهـ ـا :
فراموش کردم که
زمانی خودم عاشق آشغالی بودم که فکر میکردم آدم است!!!

برچسبـهـ ـا :
من همیشه از اول قصه های مادر بزرگ می ترسیدم
و آخر هم به واقعیت می پیوست…
یکی بــــود…یکی نــــــبود…!!!

برچسبـهـ ـا :
تو زندگی 3 نفر باش:
یکی برای خودت یکی برای خدا و یکی برای دیگری
برای خودت زندگی کن
برای خدا زندگی رو اونجوری که میخواد بساز
برای دیگری زندگی باش. ...
برچسبـهـ ـا :
الو....؟؟ خونه خدا...؟؟ خدایا نذار بزرگ شم...
الو ... الو... سلام...
کسی اونجا نیست؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟
پس چرا کسی جواب نمی ده؟
یهو یه صدای مهربون...! مثل اینکه صدای یه فرشتس...
بله با کی کار داری کوچولو ؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم... قول داده امشب جوابمو بده...
بگو من می شنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی؟ من با خدا کار دارم...
هر چی می خوای به من بگو قول می دم به خدا بگم...
صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
فرشته ساکت بود...
بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره...
مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید..
وباهمان بغض گفت:
اصلا خدا باهام حرف نزنه گریه می کنما...
بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت؛
بگو زیبا بگو... هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی می کند بگو...
دیگر بغض امانش را بریده بود...
بلند بلند گریه کرد وگفت:
خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم می خواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...
چرا؟ این مخالف تقدیره... چرا دوست نداری بزرگ بشی؟
آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم...
اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه
فراموشت کنم؟
نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟
مثل خیلی ها که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن...
مثل بقیه که بزرگن و فکر می کنن من الکی می گم با تو دوستم...
مگه ما باهم دوست نیستیم؟
پس چرا کسی حرفمو باور نمی کنه؟
خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه این طوری نمی شه باهات حرف زد...
خدا پس از تمام شدن گریه های کودک گفت:
آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش می کنه...
کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب می کردند...
تا تمام دنیا در دستشان جا می گرفت...
کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان می خواستند...
دنیا برای تو کوچک است ...
بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...
کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت....
برچسبـهـ ـا :
لبخندی که در چهره ام می بینی معنایش
این نیست که زندگی ام بی نقص است،
بلکه قدردان داشته هایم هستم
و از خــــ♥ـــدا بخاطر نعمتهایش
سپاسگذارم.
برچسبـهـ ـا :
خدای عزیزم! مرا گفتی از رگ گردن به تو نزدیک ترم!
آخ! چه زیــبـــــا گـفـتـی...
اگر ذره ای از محبتت نباشد زندگانی بر من تمام است...
.........
خدایا بار دگر محبتت را بر من روا دار
دلم برای دوست داشتن های راستین تنگ شده.
برچسبـهـ ـا :
اینقدر نگو :
اگه ببخشم کوچک می شوم ،
اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ،
خـــــدا اینقدر بزرگ نبود!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
خدایا ....
دلم مرهمی می خواهد از جنس خودت !
نزدیـــک ؛
بی خطــــر ،
بخشــــنده ....
بی منّــــــــــــ ـــــت ... !!!
برچسبـهـ ـا :
دل آدما،
شیشه نیست که روی آن ” هــــــا ” کنیم
بعد با انگـــشت قــــلب بکشیم و
وایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم و کیـــــف کنیم !!!
رو شیشه نـــازک دل آدمـــا اگـــه قلبـــــــــی کشیدی
باید تا تهش پـــــــاش وایســــتی …
برچسبـهـ ـا :
اگر خوشبختي را براي يک ساعت مي خواهيد، چرت بزنيد.
اگر خوشبختي را براي يک روز مي خواهيد، به پيك نيك برويد.
اگر خوشبختي را براي يک هفته مي خواهيد، به تعطيلات برويد.
اگر خوشبختي را براي يک ماه مي خواهيد، ازدواج كنيد.
اگر خوشبختي را براي يک سال مي خواهيد، ثروت به ارث ببريد.
اگر خوشبختي را براي يک عمر مي خواهيد،
ياد بگيريد كاري را كه انجام مي دهيد دوست داشته باشيد .........
برچسبـهـ ـا :

حتی برای چیزهای احمقانه و پیش پا افتاده ..
بدانید او از درون عمیقا غمگین است!!
اگر یک نفر خیلی میخوابد.. بدانید "تنهاست"
اگر یک نفر کم حرف میزند،
سریع حرفش را میگوید و دوباره سکوت میکند.. بدانید "راز"ی در سینه دارد...
وقتی یک نفر نمیتواند گریه کند بدانید "ضعیف" است!
وقتی یک نفر با یک روال غیر عادی و زیاد غذا میخورد بدانید" تحت تنش " است
وقتی یک نفر برای چیزهای کوچک گریه میکند"معصوم"است
اما...
وقتی یک نفر به خاطر چیزهای کوچک"عصبانی" میشود،یعنی درگیر
"دوست داشتن" از "ته قلب" است...
برچسبـهـ ـا :
برچسبـهـ ـا :
از یه سنی به بعد دیگه بزرگ نمی شیم
پیرمی شیم.....
خسته نمی شیم
می بریم....
تکراری نمی شیم
زیادی می شیم.....
باید گذاشت و رد شد قبل از اینکه زیادی بشیم.
برچسبـهـ ـا :
چتر ها را ببندیم...!
به ضیافت قطره های پاک باران برویم...
وبگذاریم باران گناهانمان را پاک کند و بشوید...
نگاه خسته مان را زیر باران تازه کنیم...
چرا که فردا طلوع پاک رویاهاست!!
چتر ها را ببندیم...باران زیباست...!

برچسبـهـ ـا :
عشق ، زمین ، مال من است.
اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است.
من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن ای سهراب.
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم
به سراغ من اگر می آیید ، تند و آهسته چه فرقی دارد؟
تو به هر جور دلت خواست بیا.
مثل سهراب دگرجنس تنهایی من چینی نیست، که ترک بردارد.
مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من.
برچسبـهـ ـا :
خاطراتــــــ ـــ ـ کودکیـم را ورق می زنــــ ـــ ـم
و یک به یک ، عکسها را با نگاهــــ ــ ـم می نوشم
عکسهـای دوران کودکیــــــ ــــ ـم طعـــــم خوبـی دارنــد ....
" بند بند وجودمــــ ـــ ـ ..
بـه بند بند وجود تــو بستــه استـــــ ــــ ـ
با این همه بنــد
چه قـــــ ـــ ـدر از هم دوریـــــــ ــــ ـم" ..
هوایت که به سرم می زند
دیگر در هیچ هوایی،
نمی توانم نفس بکشم!
عجب نفس گیر است
هوایِ بی توئی!
برچسبـهـ ـا :
مهم نیست کف پایت را شسته باشی یا نه
حتی مهم نیست کف پایت نرم باشد یا زبر
مهم این است که وقتی پایت را توی زندگی کسی می گذاری
و از زندگیش عبور می کنی
وقتی که مهلتت تمام شد و فقط رد پایت ماند
آنقدر آن رد پا خواستنی باشد که به کسی اجازه ندهد
پایش را روی آن رد پا بگذارد.....
برچسبـهـ ـا :
از همان روز اول که به دنیا می آییم دلمان خوش است
دلمان خوش است که مادری داریم که شیرمان می دهد
دلمان خوش است که پدری داریم که می توانیم با موهای صورتش بازی کنیم
دلمان خوش است که همه گوسفند ها و گاو ها و مرغ ها برای شکم ما آفریده شده اند
دلمان به این خوش می شود که زمین زیر پای ماست و آسمان هم
دلمان به قیافه خودمان توی آینه خوش می شود
یا به اینکه توی جیبمان یک دسته اسکناس داریم
دلمان به لباس نویی خوش می شود و به اصلاح سر و صورتی ذوق می کنیم
یا وقتی که جشن تولدی برایمان می گیرند
یا زمانی که شاگرد اول می شویم
دلمان ساده خوش می شود به یک شاخه گل یا هدیه ای که می گیریم
یا به حرف های قشنگی که می شنویم
دلمان به تمام دروغ ها و راست ها خوش می شود
به تماشای تابلویی یا منظره ای یا غروبی یا فیلمی در سینما و
شکستن تخمه ای
دلمان خوش می شود به اینکه روز تعطیلی را برویم کنار دریا و خوش بگذرانیم
مثلا با خنده های بی دلیل
یا سرمان را تکان بدهیم که حیف فلانی مرد یا گریه کنیم برای کسی
دلمان خوش می شود به تعریفی از خودمان و تمسخری برای دیگران
یا به رفتنی به مهمانی و نگاه های معنی دار و اینکه عاشق شده ایم مثلا
دلمان خوش می شود به غرق شدن در رویاهای بی سرانجام
به خواندن شعرهای عاشقانه و فرستادن نامه های فدایت شوم
دلمان ساده خوش می شود با آغوشی گرم و حرف هایی داغ
دلمان خوش است که همه چیز روبراه است
که همه دوستمان دارند که ما خوبیم
چقدر حقیریم ما...
چقدر ضعیفیم ما...
دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران می خوانند و عده ای می گویند،
آه چه زیبا
و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند
دلمان خوش است به لذت های کوتاه ... به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند
به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود
با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم
دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزدیک
دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی
و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود
چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را
روز و شب ها تمام می شود و زمان می گذرد
دلمان خوش می شود به اینکه دور و برمان پر می شود از بچه ها
دلمان به تعریف خاطره ها خوش می شود و دادن عیدی
دلمان به اینکه دکتر می گوید قلبت مشکلی ندارد ذوق می کند
و اینکه می توانیم فوتبال تماشا کنیم و قرص نیتروگلیسیرین بخوریم
دلمان به خواب های طولانی و بیداری های کوتاه خوش است
و زمان می گذرد
حالا دلمان خوش می شود به گریه ای و فاتحه ای
به اینکه کسی برایمان خیرات بدهد و کسی و به یادمان اشک بریزد
ذوق می کنیم که کسی اسممان را بگوید
و یا رهگذری سنگ قبرمان را بخواند
و فصل ها می گذرد
دلمان تنها به این خوش می شود که موشی یا کرمی از گوشت تنمان تغذیه کند
یا ریشه گیاهی ما را بمکد به ساقه گیاهی
دلمان خوش است به صدای عبور آدم هایی که آن بالا دلشان خوش است
که راه می روندروی قبر ما
و دلمان می شکند از لایه های خاکی که سنگ قبرمان را در مرور زمان می پوشاند
و اینکه اسممان از یاد بچه ها رفته است
و زمان باز می گذرد
دلمان خوش است به استخوان بودن
به هیچ بودن
به خاک بودن دلمان خوش است
به مورچه ها و موش ها و مارها
ما آدم ها چه راحت دلمان خوش می شود
مثل کودکانی که هنوز نمی فهمند
ما اشرف مخلوقات عالم هستیم و چقدر خوش به حالمان می شود که بگویند ما خیلی
خوبیم ... !
و من دلم خوش است به نوشتن همین چند جمله
و این است پایان سایه روشن هستی ...
برچسبـهـ ـا :
بودن هم بودن های قدیم .. نه اینترنت بود ، نه تلـــفن
فقط نـــگاه بود ، روبرو .. چشم در چشم ، به همین خلوص
به همــین کیــفیــت .. به همیـــن ســــادگی...
برچسبـهـ ـا :
دنیا…
سوت پایان را بزن…
صداقت من حریف دروغ این زمانه نمی شود!!!
از کسی که دلش گرفته نپرسید: چرا؟!…..
آدم ها وقتی نمیتوانند
“دلیل ناراحتیشون” را بگویند
دلشون میگیرد….
برچسبـهـ ـا :
سلام روزگار...
چه میکنی با نامردی مردمان..
من هم ..
اگر بگذارند ...
دارم خرده های دلم را...
چسب میزنم...
راستی این دل ...
دل می شود ؟؟؟
برچسبـهـ ـا :